﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>(یــــــــــــــک بــــــــــــــرگ ( رهآوردی از مردم  افغانستان</title>
    <description>yakbarg's description</description>
    <link>http://yakbarg.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>عمر  راوی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Thu, 12 Oct 2006 08:09:00 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>تا زمان نامعلومي اين وبلاگ بسته مي ماند</title>
      <description>دوستان محترم ! 
با تأسف بايد بگويم كه من به علت گرفتاري هاي ديگري كه دارم فعلا نمي توانم اين وبلاگ را به صورت شايسته به پيش برم. لذا ميخواهم  تا زمان نامعلومي كار را در اينجا متوقف سازم . برگشتنم را انشاالله به اطلاع همگان خواهم رساند. شاد و سربلند باشيد .</description>
      <link>http://yakbarg.persianblog.ir/post/7</link>
      <author>عمر  راوی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=30123&amp;postID=1189713</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-30123.post-1189713</guid>
      <pubDate>Thu, 12 Oct 2006 08:09:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>قومگرايی و روشنفکران ( ۱ )</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt; &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/span&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;strong&gt;پیش سخن :&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA"&gt;در این بخش ، به پیشینه های مساله قومگرایی و روشنفکران در افغانستان تنها از سال های چهل و پنجاه&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;به این طرف ، اشاره شده است . اصطلاح {{ روشنفکر }} به مفهوم خیلی عام بکار می رود . هنگامیکه یک نوع خاص روشنفکر مراد باشد ، صفت خاصی به کلمه ء روشنفکر افزوده خواهد شد.این نوشتار – که به صورت بخش های پراگنده ادامه خواهد یافت – از هنجار و نظم خاصی پیروی نمی کند . غرض صرفا گفتگوی خودمانی و دوستانه ایست میان دو دوست . &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;                            &lt;/span&gt;************ &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;پس از دهه ء چهل هجري خورشيدي ، در افغانستان جو و فضايي به وجود آمد كه سواد آموختگان ، مكتب ديده گان ، دانشگاهيان و روشنفكران افغانستان بر محور مسايل فرا قومي ، دردسته ها ، گروه ها ، سازمان ها ، حزب ها و جريان هاي سياسي و عقيدتي گرد آيند . رشته هاييكه جوانان را به هم پيوند ميداد ، تنها و تنها رشته هاي قومي و سمتي نبود . گرايش هاي وطني و جهاني، گرايش هاي عقيدتي و انديشه گي ، گرايش هاي ملي ( به مفهوم ضد ِ دخالت كشور هاي خارجي ) و گرايش هاي اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و فكري ديگري بودند كه به نزديكي و همراهي و همرزمي « روشنفكران » مي انجاميدند. چه در گروه هايي رنگا رنگ مايل به سوسياليزم و كمونيزم ، و چه در جريان گسترده اي دين گرايان ــ از اخواني ها گرفته تا مليگرايان و اعتدال خواهان و غيره ــ از همه قوم ها و مردمان افغانستان ديده مي شد كه در گروه هاي دلخواه خويش جمع اند . به استثناي حزب افغان ملت و گروهيكه به « ستم ملي » شهرت يافتند ، ديگر سازمان هاي فعال سياسي در افغانستان از تركيب مختلط قومي برخوردار بودند . هر چند كه در درون هر حزب و سازمان ، شاخه هاي قومي نيز شكل ميگرفت و قوميت نقش مهمي ايفا مي كرد ، اما رشته ها و گرايش هايي فرا قومي ميخواست قوت بيشتر و روز افزون تر بيابد . &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;با رويكار آمدن مزدوران روس و بعد با تجاوز آشكار اتحاد جماهير شوروي به افغانستان ، قیام و مبارزه عملی مردم علیه تجاوز روس و دولت دستنشانده اش اقوام مختلف ساکن در افغانستان را به هم نزدیک تر کرد و زمینه ای مبارزه فرا قومی روشنفکران&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;را مساعد تر ساخت .اما به دلایل بی شماری ، و خاصه به علت عدم موجودیت یک رهبری آگاه و مستقل و ملی و سراسری ، جنبش آزادیخواهانه ء مردم مسلمان افغانستان به کژراهه ها کشانده شد و به بیماری های مزمنی گرفتار گشت . یکی از آن بیماری ها ، &lt;b&gt;&lt;u&gt;قوم پناهی &lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;منفعت جویانه و ضد مردمی ِ بود که از جانب جناح های گوناگون رقیب ، چه در&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;ساحه دولت پوشالی کابل و چه در قلمرو حاکمیت تنظیم های جهادی ، عملی شد.&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;       &lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;به قدرت رسيدن مجاهدين و تنش ها و جنگ هايي خونيني كه در پي آمد ، مسأله قوم پناهی و پيچيدن هر كس به دور موضوع قوم و طايفه ء خاص ، به مثابه مسأله اصلي و عمده اي مبارزات گروهي و فرقه اي مبدل گشت . وحدت عملي ايكه در دوران جهاد عليه ارتش سرخ وجود داشت ، به جدايي هاي هولناكي انجاميد . صف بندی های قومی نه تنها در میان عام نیرو های سیاسی و نظامی ، بلکه در میان تمامی انواع روشنفکران افغانستان نیز&lt;/tt&gt;&lt;/span&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; mso-ansi-language: EN-US; mso-bidi-language: FA"&gt; شدت داشت &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;و همه گرایش های دیگر را در سایه ء قوم پنهان ساخت.&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;در طول سالهای یاد شده ،ما شاهد حاکمیت های کوچک و بزرگ قوم پناه در نواحی مختلف افغانستان بوده ایم که در حاکمیت ِ تنظیم های مختلف جلوه گری می کرد . بررسی این پدیده ( حاکمیت های کوچک منطقه ای و محلی و یا حاکمیت های بزرگتر به سطح ولایت و بخش&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;) از نظر دارنده ء این خامه دارای اهمیت بسیار می باشد که معمولا در بحث ها بدان اشاره نمی شود . این حاکمیت ها را من از روزن نگرش قومی به نام {{ حاکمیت های خودی }} در نواحی مختلف افغانستان یاد می کنم . بررسی همه جانبه ء این حاکمیت ها ، مسایل زیادی را به ما روشن خواهد کرد و از آنجمله اینکه آیا حاکمیت ِ یک گروه و تنظیم تحمیل شده و غیرمردمی {{ خودی }} تفاوتی از حاکیمت های تحمیلی و ارتجاعی&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;   &lt;/span&gt;{{ بیگانه }} دارد ؟ این پدیده ، میتواند موضوع بحث جداگانه ای باشد ، در این جا از پرداختن به آن دوری می جویم .فقط این نکته قابل یاد آوریست که در جریان سالهای یاد شده ، اکثریت روشنفکران اقوام مختلف ،چه در داخل و چه در خارج افغانستان به حمایت از گروه ها و تنظیم ها و حاکمیت های کوچک و بزرگ قومی خویش حلقه زدند و در رقابت و تعارض و تقابل با گروهبندی های قومی دیگر قرار گرفتند.&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;جای تردید نیست که در زمان حاکمیت ِ مجاهدین که قدرت دولتی عمدتا در دست&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;جمعیت اسلامی و شورای نظار بود ، اکثریت روشنفکران قوم تاجیک از آن دولت و حاکمیت پشتیبانی می نمودند و در همه درگیری های جناحی&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;، از همان جناح قومی خویش دفاع می کردند . همچنان روشنفکران هزاره و اوزبیک و دیگران در موقعیت مشابه قرار داشتند و از سازمان های مربوط به قوم خویش حمایت می&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;کردند.&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;      &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;حاكميت خونين طالبان اوج ِ قساوت مذهبی و عظمت طلبي پشتونيزم ـ فاشيستي را در ميهن ما به نمايش نهاد كه نه تنها ازجانب افغان ملتي هاي فاشيست ، بلكه از طرف اكثريت پشتون هايي مدعي روشنفكري حمايت و تاييد و تشويق شد. مانيفست آرايش قومي در افغانستان كه در كتابي به نام « دويمه سقاوي » توسط افغان ملتي ها نگارش يافته و با همدستي همگاني پشتونيست هاي رنگارنگ در همه جا تكثير و پخش شد ، در دوران حاكميت طالبان رهنماي عمل تصفيه هاي قومي آن گروه گرديد.&lt;/tt&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;شكست طالبان پس از هجوم نظامي امريكا به افغانستان ، وضع را دگرگون ساخت و خواب شيرين عظمت طلبان قوم پشتون و مخصوصا برنامه هاي دهشتبار حزب افغان ملت درزمينه ء بهره گيري از وجود طالبان براي تصفيه هاي قومي و تامين فرمانروايي مطلق و صد درصد پشتون ها بر تمام خاك افغانستان، محكوم به شكست گرديد . &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;پس از برقراري دولت انتقالي به رهبري حامد كرزي ، بازهم تلاش براي قوم سالاري ادامه داشته و تا همين امروز از شدت و اهميت آن كاسته نشده است . مهم تر از هر چيز ديگر اينكه پشتونيزم عظمت جويانه و فاشيستي افغان ملت در شرايط كنوني در لباس دموكراسي خواهي و غربگرايي افراطي خود را عرضه ميدارد و میکوشد جريان گسترده اي از تمام جناح ها و دسته هاي قومي پشتون را به وجود آورد تا در آرايش نيرو ها و شكل دهي هنجار آينده ء كشوري نقش اساسي و تعيين كننده را ايفا نمايد . پشتون ها ، ازآقاي كرزي تا مولوي متوكل ، از آقاي انورالحق احدي تا &amp;quot; بابای ملت &amp;quot;، &lt;b&gt;به استثنای افراد و محفل های واقعا آگاه و مبارزی که با دیدگاه های روشن فراقومی به مسایل برخورد می نمایند،&lt;/b&gt; دیگر همه در اين جريان شامل مي باشند . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;در مقابل ، تاجيك ها ، هزاره ها ، اوزبيك ها و ديگر اقوام ، هنوز هم در حال از همپاشيده گي ، بي برنامه گي ، جنگ و بي اتفاقي به سر مي برند. هنوز هم كساني كه خود را نماينده ء آن مردمان و اقوام مي خوانند ، كار موثري براي از ميان بردن تنش ها و كاهش از همپاشيده گي ها نمي كنند . اينها ، هر كدام به نوبه ء خويش ، گمان دارند كه مي توانند بقاي تنظيمي و شخصي شانرا از راه ء معامله هاي مخفيانه و پشت پرده با امريكا و بخش هايي از روند يكپارچه ء پشتونخواهي ، حفظ نمايند. در حاليكه چنان پندار هاي واهي به زودي باعث درهم كوبيده شدن و فناي ايشان خواهد شد .&lt;/tt&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;از نگاه ء من ، برای رخنه انداختن ِ معقول در گرایش &lt;b&gt;&lt;u&gt;قومگرایی قهقرایی&lt;/u&gt;&lt;/b&gt; و قومپناهی منفعت جویانه ء ارتجاعی ، روشنفکران مستقل و ملی متعلق به اقوام گوناگون چند وظیفه مهم در پیش دارند که با در نظر داشت تعلقات قومی&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;هر کدام از همسانی ها و ناهمگونی های برخوردار می باشند که وظایف عمده ء هر یک رامیتوان به صورت ذیل مشخص ساخت :&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;الف – وظایف روشنفکران مستقل و ملی متعلق به قوم یا ملیت پشتون .&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;ب -&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; وظایف &lt;/span&gt;روشنفکران مستقل و ملی متعلق به قوم یا ملیت های غیر پشتون . &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;            &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;                   &lt;/span&gt;( ادامه دارد )&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;</description>
      <link>http://yakbarg.persianblog.ir/post/6</link>
      <author>عمر  راوی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=30123&amp;postID=1189712</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-30123.post-1189712</guid>
      <pubDate>Mon, 25 Sep 2006 02:50:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بحثی پيرامون قوم گرايی و ....</title>
      <description>&lt;p&gt;میخواهم پیرامون  ِ  مساله ای قوم گرایی و نقشی را که روشنفکران  ِ آگاه و عدالت پسند می توانند در جهت بیرون رفت معقول از این معضله ایفا نمایند ، اندکی بنویسم . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;طرحی هست ، بدین صورت که حل مسله ای قومی در کل اجتماع افغانستان در شرایط کنونی از توان ِ  روشنفکران ِ  غیر وابسته و آزادی خواه ، بیرون است . توقع آن که دولت بر سر اقتدار و پشتیبابان خارجی اش راه حل ِ عادلانه و مردمی برای مشکل روابط قومی در کشور ما عرضه بدارد ، یک توقع بیهوده می باشد . بدین صورت ، حل ِ بنیادی و اساسی  ِ‌ مساله ای روابط قومی در افغانستان ، ناگزیر به آینده می ماند . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;سوال این است که روشنفکر انی که خواهان  ِ مبارزات مستقل و ملی اند ، به سوی اقتدار دولتی میلانی ندارند ، می توانند بیماری مزمن  ِ  قومگرایی قهقرایی را از گستره ء ذهنیت سیاسی - اجتماعی خویش پاک سازند ؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;این گفتگو  ، در میان من و  یار  ِ دیرین و عشق آیینم ، ودود  ِ رهروان ، به گونه ای بی هنجار  آغاز شده است . میخواهیم  به شکل نظم دار تری  به این مساله بپردازیم و ببینیم که سخن به کجا می رسد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;وقتی طرح و برنامه ای مشخص در دست باشد ، می توان چیزهایی نوشت . خاصه برای من که در این دم  پراگنده ترین مرد جهانم ، داشتن  ِ پرسش  روشن و مشخص می تواند مدد گاری خوبی باشد برای نوشتن . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;همینجا بگویم که من در وضعی نیستم که نوشتارم را رنگ و سیمای شایسته ای علمی بدهم و به مدارک  ِ ضروری مراجعه کنم . هرچه بنویسم ، تنها  از ذهن ِ خودم مایه خواهند گرفت و مدعی درستی قعطی گفته هایم  نمی باشم . حقیقت این است که من آماده گی کامل برای دگرگون شدن ِ ذهن و فکرم دارم . می خواهم بیشتر بیاموزم . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;                                                         /////&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فرصت تنگ است عزیزان . مرا معزور دارید ، اگر نمی توانم  به صورتیکه باید ، به این افسرده برگ ِ تنها ، برسم .  اما  تمام تلاشم این است که بیشتر با شما باشم . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;گفتند مهمانی از وطن دارم ، از افغانستان . به آن عزیز  ِ همیشه در خاطرم ، به آن بی پیرایه مرد ِ  سرگردان ، به رستم دستان ، سلامم باد . هنوز  چشم در راه نامه ات هستم . &lt;/p&gt;</description>
      <link>http://yakbarg.persianblog.ir/post/5</link>
      <author>عمر  راوی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=30123&amp;postID=1189711</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-30123.post-1189711</guid>
      <pubDate>Fri, 22 Sep 2006 01:03:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عادت ِ من</title>
      <description>&lt;p&gt;سلام . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;می نویسم . نمی خوانم . در (( یک برگ )) می گزارم . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;گاهی اگر چشمم به آنچه که نوشته ام  می افتد ، به احتمال زیاد  پاکش می کنم . این عادتم هست . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر می آیید و یک مطلب را می خوانید ، بعد اگر  فردایش  آن مطلب را اینجا نیابید ، تعجب نکنید . پاک میشود . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;                                                   **‌*‌‌**‌*‌*‌*‌*&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آنچه را دیروز نوشته بودم ،  امروز پاک کردم . واقعا حرفهای مزخرفی بودند . هنگامیکه آدم چیزی به گفتن نداشته باشد ، یک چیزی میگوید که عریضه خالی نماند . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;من میدانم که دوستانی انگشت شماری به این کلبه می آیند و میخواهند ببینند که من چه نوشته ام ، اما هر بار ، با هیچ روبرو می شوند . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;من از  تمام شما پوزش می طلبم . میکوشم  از این وضع رهایی یابم . اگر نشد ، باز هم ، برای مدتی ، (( یک برگ )) را می بندم . نبودنش ، بهتر از  اینگونه بودنش خواهد بود . &lt;/p&gt;</description>
      <link>http://yakbarg.persianblog.ir/post/4</link>
      <author>عمر  راوی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=30123&amp;postID=1189710</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-30123.post-1189710</guid>
      <pubDate>Thu, 14 Sep 2006 11:06:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سخنی از بی سخنی</title>
      <description>&lt;p&gt;از دلبرانی که اینجا می آیند و سیاهه های ناهنجارم را می خوانند ، ممنونم . &lt;/p&gt;&lt;p&gt; به فرصت نیاز دارم که خودم را براه اندازم . این روزها ، چیزهایی از همدیارانم را می خوانم . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;خوشم که طلسم  شکسته ناشونده ای ، شکسته است . نوشتن اکنون شوخی چند برج عاج نشین ِ از بهشت ادب آمده نیست . همه می نویسند و  گاهی خیلی خوب نیز می نویسند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;از گفتار به نوشتار گام نهادن ، برای ما ، یک رویداد  ِ نیکو و دلپسند می باشد. من لذت می برم از خواندن ِ نبشته هایی که جان و جوهر  دارند . اما ، طوری به نظر می رسد که خنثی نویسی و مرده کشی  ِ واژه ها ، هواخواهان ِ بیشتری دارد ـــ در بزم  ِ اهالی جزیره ای ترس . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به قول آن شاعر  ِ عشق پوش  ِ عشق نوش ِ عشق سروش ، فروغ فرخزاد  ِ شهید عزیز ، میخواهند که از کوچه ء لبریز از عفونت گذر کنی ، اما از عطر  ِ پاریس بگویی . میخواهند فرقی میان واژه ها و باد  ِ هوا نباشد. عارفانه تر که می سازند  ، میگویند مثل باران با خس و خار یکسان باش‌ ، با غازی و غدار یکسان باش . &lt;/p&gt;&lt;p&gt; (( مادر تریزا )) های ادبی را می گویم که سایه ء شوم شان در همه جا پهن است . در دیده ء من ، آنها مثل جوک و پشه ها و خسک هایی اند که خود را به پوست  بدن  ِ  واژه های مست و وحشی و بی قرار می چسپانند و خون و رمق را از آنها می زدایند . مثل خود خاموش شان می سازند ، مثل خود اهلی و دست آموز و بی خاصیت شان می سازند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;واژه ها ، زنده گی دارند ــ این را من باور دارم . واژه ها نفس می کشند ، واژه ها میمیرند ، واژه ها رنج دارند ، شادی دارند ، خشم دارند ، مهربانی دارند ، مستی دارند ، رزمجویی دارند ، آزادیخواهی دارند . خاموشی واژه ها ، خاموشی طبیعی و خودبار  ِ واژه ها ، از جنس دیگر است نه آنکه خفکش کنی و پای بر گلویش نهی و خاموشش سازی . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نوشتن ، زرگری و حکاکی و مهردوزی نیست . نوشتن ، با واژه ها ریستن است ، با واژه ها همراز شدن و خود را با آنها قسمت کردن است . نوشتن ، دوستی صادقانه با واژهاست . باهمزیستن است . نوشتن ، در بیانی ، فتح شدن با لشکر کلام است . می آیند ، هجوم و حمله و کوبیدن و فتح  ِ روشن . تو  ، واژه می شوی . پراگنده می شوی . مهاری نیست . افساری نیست . مقاومتی نمی توان کرد . نویسنده ، گذرگاهی روشن و زلال و پاک و استواری هست برای شورشگران و عشق آوران و اشک افشانان و خاموشانی که ما واژه اش می خوانیم . اگر چنین نباشد ، همان می شود که می بینیم . فوسیل می فروشند و  مرده گی می پرستند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بگذریم ، پر  ِ بیهوده گفتم .  چه نوشتم ؟ ! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;                                                *****&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کوشان عزیزم . بازهم تشکر از آمدن و پیامی که نوشتی . میدانی که دوستت دارم . به پایداری ات آفرین می گویم . &lt;/p&gt;</description>
      <link>http://yakbarg.persianblog.ir/post/3</link>
      <author>عمر  راوی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=30123&amp;postID=1189709</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-30123.post-1189709</guid>
      <pubDate>Sat, 09 Sep 2006 01:17:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دام هــــــــــــای پـــــــی در پـــــــــی</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "Aban Backslant"; mso-ascii-font-family: &amp;#39;Courier New&amp;#39;; mso-hansi-font-family: &amp;#39;Courier New&amp;#39;"&gt;نبشته از : عمر راوی .&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "Courier New""&gt; &lt;br /&gt;&lt;tt&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;( آنچه را که در ذیل میخوانید دوسال پس از اشغال نظامی افغانستان توسط امریکا نوشته شده بود . نکاتی که در این نبشته به آن اشاره شده ، اکنون واقعیت های انکار ناپذیری می باشند که هرکس می تواند به روشنی ببیند.حالا که تب امریکاستایی و خوشباوری های اولیه چند سال قبل تا حدی کاهش یافته است ، میخواهم این نبشته را بار دیگر در یک برگ بگذارم . البته چند سطر در پایان بر نوشته ء قبلی افزوده ام__ عمر راوی . ) &lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "Courier New""&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;دولت امريكا، به ويژه از جنگ جهاني دوم به اينسو ، در مسير ِ حفظ ، تحكيم ، گسترش و تحميل ِ منافع افزون خواهانه و سيري ناپذير آن كشور ، همواره ديگران را زير پا كرده ، جنايت هاي تصور ناكردني را انجام داده ، ميليونها انسان بيگناه را خود مستقيما به قتل رسانيده و در كشتار ميليون ها انسان مظلوم در جهان دست داشته ، تخريب و ويران سازي شهر ها و دهات بيشماري در هر گوشه ء جهان را بارها تكرار كرده است و .... هميشه جايي ، محلي ، شهري ، كشوري است كه بم افگن هاي امريكايي بر آنها بم ميريزند . هميشه امريكا و شركايش با آبرو و عزت و شرف مردمان كشور هاي كمتوان بازي كرده اند . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;در افغانستان نيز ، در چند دهه ء اخير ، دولت امريكا در همان خط و مسير هميشگي خويش ، با همان هدف ها و شيوه ها ، گام نهاده و پيش رفته است . دولت امريكا ، براي برآوردن خواست هاي جهاني اش ، شكست رقيب همسرشت خويش ( شوروي سابق ) و براي تحكيم پايه هاي تسلط خويش در قاره ء آسيا ، دام هاي پي در پي را فرا راه مردم افغانستان پهن كرد و اينك به تنگ كردن و محكم كشيدن تارها و رشته هاي مرگبار دام ِ تازه اش در مرحله كنوني مشغول مي باشد و يك بار ديگر با سرنوشت تلخ و درد انگيز مردم افغانستان و با آبرو و شرف آن مردم درمانده و بيچاره بازي مي كند. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;در اين نوشته ( دامهاي پي در پي ) نگاهي خيلي شتابان به برنامه ها و شگرد اصلي امريكا در افغانستان مي افگنم و خاصه زمزمه هاي تازه ايرا كه در مورد تباني و نزديكي طالبان و كرزي و افغان ملتي هاي فاشيست بر سر زبانها افتيده است ، از منظر ِ نقشه اي امريكا و پاكستان به بحث مي كشم . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;به اساس اسناد انكار ناپذير و قابل دسترس همگان ، روشن شده است كه دولت امريكا قبل از تجاوز مستقيم شوروي به افغانستان از آن برنامه اطلاع داشت و قصدا هيچ واكنشي نشان نداد تا رقيب خويش را در (( تلك )) جنگ افغانستان گير كند و انتقام شكست در ويتنام را از وي &lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;بگيرد . چه بسا كه دولت امريكا از طريق هاي گوناگون ، بي آنكه دولت شوروي به آن پي برده باشد ، شوروي را به تجاوز در افغانستان ترغيب و تشويق نمود. از آنجاييكه دولت غارتگر و آدمخوار شوروي هدف ها و برنامه هاي حريصانه و جهان گشايانه در سر داشت ، با ناعاقبت انديشي و خرس خويي ، كودتاي خونين هفت ثور را براه انداخت و يكصد هزار نفر قواي خويش را به افغانستان گسيل داشت و كشور ما را در كام يك جنگ ِ طولاني و تباهكن فرو برد.از تاكيد من براين نكته چنين درك نشود كه گويي من گناه تجاوز خونبار ارتش سرخ به افغانستان را به گردن امريكا مي اندازم . تجاوز به افغانستان كار دولت ِ ضد بشري شوروي بود . گناه ء آنرا نمي توان به دوش ديگري افگند . اما دولت امريكا نيز از سوي ديگر ، در پيوند با تجاوز شوروي به افغانستان و شرايطي كه پيش آمد گناه هايي بزرگ و فراموش ناشدني را مرتكب گرديده است . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;گناه امريكا نخست اين بود كه با وصف باخبري از برنامه ء تجاوز &lt;/tt&gt;&lt;/span&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA"&gt;شوروی&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt; ، براي رسوايي آن برنامه و همچنان براي جلوگيري از عملي شدنش هيچ كاري نكرد . گناه امريكا در قدم دوم اين بود كه از شرايطي كه تجاوز شوروي در افغانستان ايجاد كرد به صورت شيطاني و خيانتكارانه خاص در جهت منافع آزمندانه ء خويش ــ با زير پا كردن منافع و آرزو هاي مردم افغانستان ــ بهره گرفت و در تباهي كشور ما، از زاويه ء ديگر، شريك و سهيم گرديد. &lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "Courier New""&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;دام گستري هاي امريكا ، پس از تجاوز شوروي به افغانستان ، را اگر به دقت بشماريم ، كتاب هايي چاق و فربه بايد بنويسيم . اما به اجمال ميتوان گفت كه سازمان جاسوسي (( سي . آي . اي )) و دستگاه ء استخبارات نظامي پاكستان (( آي . اس . آي )) ، از همان نخستين شب ها ، برنامه ء تمام عياري را روي دست گرفتند و بر اساس آن برنامه كه ابتكار و هدايتگري اش در داخل افغانستان به دست نظاميان ِ پاكستاني بود ، عمل كردند. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;اتحاد شيطاني امريكا و پاكستان به دو مسأله اساسي توجه داشت : منافع جهاني امريكا و منافع خاص پاكستان در منطقه. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;يكي از نيازهاي حياتي منافع راهبردي امريكا در جهان ، خاصه در آن زمان ،سيطره اي استوار در منطقه ء مهم آسياي جنوبي بود . پس از دست رفتن ايران ، اين تنها پاكستان بود كه در جنوبغرب آسيا به قيموميت امريكا گردن نهاده و براي برآورده شدن هدف هاي آن كشور همكاري بيدريغ داشت. در عين حال ، پاكستان خود نيز به داشتن ِ پشتگاهي استراتژيك مطمين و محكمي در همسايگي خويش محتاج بود . افغانستان ، هم براي امريكا و نيز براي پاكستان ، مناسب ترين محل تلاقي منافع مشترك شان گرديد. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;چنانكه ديديم ، (( اتحاد جماهير شوروي )) در افغانستان شكست خورد ، از همپاشيد و ناپديد گشت و امريكا به مراد خويش رسيد. اما پاكستان كه بيست سال شب و روز عرق ريخته و تلاش كرده بود تا اگر بتواند افغانستان را تحت نام ِ (( كنفدريشن اسلامي )) به يكي از ايالت ها و سوبه هايي خويش مبدل سازد و يا حد اقل يك دولت مطيع و دستنشانده اي خويش را در آن كشور رويكار آورد ، در فرجام با وجود آنكه پس از فراز و فرود ها و چرخش هايي دردناكي توانسته بود در حدود نود درصد خاك افغانستان را تحت پوشش حاكميت طالبان فراچنگ آورد ، به هيچيك از آن هدف هاي شوم خويش نرسيد . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;برنامه ء مشترك امريكا و پاكستان براي به قدرت نصب كردن گلبدين حكمتيار ، به شكست مواجه شد . به تعقيب آن برنامه ء حاكم ساختن ِ طالبان در سراسر افغانستان نيز به شكست انجاميد. امريكا در تمام مدت ِ قبل از يازده هم سپتامبر با برنامه هاي پاكستان در افغانستان همنوايي و همكاري مستقيم داشت و اگر (( القاعده )) پاي را از گليم بيشتر دراز نمي كرد و نفوذ و اقتدار خويش را در حاكميت طالبان افزايش نمي بخشيد و عنصر نافرماني برجسته تر از گذشته نمي گرديد و درد سرهايي براي امريكا خلق نمي كرد ، هيچگاهي امريكا به بهانه ء انتقام گيري يازدهم سپتامبر ، قبل از هر كار ديگر به افغانستان لشكر نمي كشيد و رويإي ديرين نظاميان پاكستان را به كابوس مبدل نمي ساخت . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;امريكا ، براي برقرار ساختن ِ (( نظم نوين جهاني )) خويش ، از رويداد خونين يازده هم سپتامبر به پيمانه اي خارج از تصور همه كس ، بهره هاي سياسي و نظامي گرفت كه در مدت كوتاهي بر بخش وسيعي از كشور هاي آسياي مركزي ( مستعمرات شوروي سابق ) و جنوب شرق آسيا و جا هاي ديگر مسلط گشت و كشور عزيز ما افغانستان را نيز به چنگ آورد . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;در مدت دوسالي كه امريكا در امور افغانستان مسلط ميباشد ، بازهم دام گستري امريكا و پاكستان پايان نيافته است . در آغاز ، امريكا براي آنكه بتواند افغانستان را از عناصر تندرو و ماجرا آفرين ِ القاعده پاك سازد ، از تضاد ها ، تنش ها ، دلهره ها ، تشويش ها و خواست هاي تمام دولت ها و گروه ها و جناحهاييكه در سركوب و پاكسازي القاعده و شبكه هاي خطرناكش منافع خويش را مي ديدند ، به حد اكثر استفاده نمود. بر زمين ِ ترس ِ آنها ، بر مزرعه ء خواهشات آنها ، تخم ِ اقتدار خويش را پاشيد. سربازان امريكايي ، به توافق و همكاري همه دولت هاي منطقه ، خاك هاي تاجيكستان، ازبيكستان ، تركمنستان و قرغزستان را زير پا نهادند و بر آن سامان مستقر گشتند . در افغانستان ، تمام جناحهاي مخالف طالبان و گروه هاي نا راضي از طالبان را با همه ابن الوقت هاييكه يكي به ميخ و يكي به نعل مي زنند ، جمعآورد و نيروهايي آنها را پيشمرگ ِ سربازان خويش ساخت. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;پيمان امريكا با دولت هاي پيرامون افغانستان كه از سركوب القاعده نفع مي بردند اين بود كه همه وابستگان اوزبيك ، تاجيك ، چيچنايي و عده اي ديگر را ، تار و مار سازد و تا جاييكه ممكن باشد به قتل رساند . همان كرد و ديديديم كه با همدستي برخي از اقتدارگرايان داخلي ، در حدود سي هزار نفر از وابستگان القاعده كه بيشتر از كشورهايي آسياي ميانه و كشورهاي عربي بودند ، قصابي شدند و به قتل رسيدند. اما ، اكثريت پاكستاني هاي وابسته به القاعده و مليشه هاي دولتي پاكستان كه هزاران جنايت را مرتكب شده بودند ، بي آنكه آسيب جدي به آنها برسد ، به طرز هاي عجيب و مرموزي از كوره ء سوزان ِ افغانستان ، سالم بيرون رفتند. پيمان با پاكستان همان بود كه مليشه ها و افرادش را گزندي نرسد . و اما طالبان چه ؟ ملا عمر و طالبان ِ ديگر كجا شدند ؟ رابطه اي دولت امريكا و دولت پاكستان با ايشان چگونه بوده است ؟ &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;ديديم كه شتاب و هيجان هاي اوليه ، تا حدي پاكستان را از نقش تعيين كننده در افغانستان ، موقتا به حاشيه راند ، اما از همان آغاز پاكستان براي احياي نقش مسلط خويش در شكل بخشيدن به نظام و سرنوشت آينده اي افغانستان ، تلاش فراوان نموده است . قراين و شواهد ِ لحظه كنوني به خوبي نشان ميدهد كه پاكستان در حال بازيافتن ِ موقعيت قبلي خويش ــ به عنوان ِ قابل اعتماد ترين و استوار ترين متحد امريكا و شايسته ترين كانديد در منطقه براي زير بال داشتن ِ افغانستان ــ ميباشد. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;اين را هر نگرنده اي تيز بين مي تواند به ساده گي دريابد كه در شرايط كنوني جهان ، داشتن ِ پاكستان بعنوان يك دولت مطيع و همكار و دوست براي امريكا ، بي نهايت اهميت دارد. امريكا ،هرگز و به هيچ بهايي ، نمي تواند بخاطر ِ خوش ساختن ِ چند گروه سياسي ــ نظامي افغان از دوستي ديرينه اي خويش با پاكستان دست كشد و هم منافع راهبردي جهاني خود را و نيز منافع حياتي پاكستان را ضربه پذير سازد . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;اين پوشيده نيست كه امريكا ، در اثر پيشآمد وضع خاص و به خاطر رسيدن ِ به يك هدف مقطعي ، از روي ناچاري و ناگزيري ، با تنظيم هاي چون شوراي نظار و جنبش ملي و حزب وحدت و غيره نيروهاي شامل در جبهه متحد ، داخل معامله شد . امريكا به نيرو هاي سياسي ــ نظامي كه گرايش هاي به جانب ايران و روسيه و هندوستان دارند و مورد اعتماد پاكستان نمي باشند، هيچ وقت اعتماد نداشته و در آينده هم به آنها اعتماد كامل نخواهد كرد . اين گونه معاله هاي مقطعي براي رسيدن به هدف هاي خاص ، گهگاهي رخ مي دهد ، اما آنرا نمي توان به عنوان تغيير اساسي و راهبردي در سياست و نگرش امريكا تلقي كرد . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;مخالفان ٍ راستين طالبان و تسلط پاكستان در كشور ما ، مرتكب اشتباه بزرگ و تاريخي مي شوند اگر بپندارند كه امريكا دوست شان است و ديگر از آن سياست حمايت از پاكستان و سپردن ِ امور افغانستان به آن كشور دوري گزيده است . به حاشيه راندن ِ موقتي و ظاهري پاكستان از نقش مسلط در تعيين مسايل افغانستان ، بسياري از دست اندركاران و نظريه پردازان كشور ما را هيجان زده ساخت و به اين پندار اندر شدند كه بخت با ايشان يار گشته و كار ِ پاكستان و نظاميانش زار . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;دردناكترين سخن اين است كه اكثريت مردم افغانستان و اكثريت روشنفكران افغانستان و اكثريت نيروهاي موثر در افغانستان ، هر يك به دلايل خاص خود شان ، به امريكا و معجزه هايش اميد هاي بسيار بسته اند . در حاليكه امريكا جز برآوردن ِ منافع خودش و برآوردن ِ آرزو هاي نظاميان پاكستان و وابستگان شان در افغانستان ، ديگر خيالي در سر ندارد . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;چرخش ِ آرام ِ امريكا به راستاي برنامه ء اصلي شكل دهي آينده اي افغانستان در پرتو آرزو هاي پاكستان و دوستان افغانستاني شان را اكنون ميتوانيم به روشني ببينيم . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;پاكستان ، سران دولت و دستگاه نظامي اش ، هميشه آشكارا اعلام كرده اند كه منافع ملي كشور شان ايجاب مي كند كه پشتون ها در افغانستان مسلط باشند. به نظر آنها ، اكثريت نفوس افغانستان را پشتون ها تشكيل ميدهند و اصيل ترين نماينده ء پشتون ها و دوست راستين پاكستان ، طالبان و گروه هاي متمايل به آنها مي باشند . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;پاكستان در مدت دوسالي كه امريكا در داخل افغانستان به بازي مشغول بود ، در بازسازي گروه طالبان و در به وجود آوردن ِ يك نيرو متحد جديد از تركيب تمام گروه هاي سياسي – نظامي پشتون گرا تلاش كرده است . پاكستان خود را براي احراز موقعيت قبلي اش ، در دو سال گذشته ، آماده ساخته و اينك طوريكه ديده مي شود ، امريكا را به چرخش ديگر فرا خوانده است . زمزمه هاي ملاقات هاي پنهاني امريكايي ها با سران طالبان ، زمزمه هاي رهايي عبدالوكيل متوكل وزير خارجه ء طالبان ، خبر فرار ِ يك گروه بزرگ از زندانيان برجسته ء طالبان از زندان قندهار ، زمزمه هاي نزديكي كرزي و توافقاتش با (( طالبان ميانه رو )) ، اخطاريه هاي پي در پي و شديد و خشونت آميز زلمي خليلزاد به (( جنگ سالاران )) ، برنامه هايي نامتوازن خلع سلاح و فشار هاي همه جانبه بر كساني كه مخالفت شديد به شموليت پاكستان در مسايل دارند ، شدت گرفتن عمليات مسلحانه ء طالبان در نواحي مختلف ، تبصره هاي مطبوعات غرب مبني بر قدرتمند بودن و با نفوذ بودن طالبان در سراسر افغانستان ، همه مانور ها ، قدرت نمايي ها ، تهديد ها ، رفت و برگشت ها و فعاليت هاي پنهاني و پشت پرده ، حكايت از آن دارند كه امريكا و پاكستان آش تازه اي ، با همان مواد باسي و كهنه ، براي مردم افغانستان پخته اند . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;طرحي كه امريكا و پاكستان واقعا به عملي شدن آن مايلند و كوشش مي كنند ، اين است كه در افغانستان يك دولت مقتدر مركزي تحت رهبري و تسلط خلل ناپذير يك قوم خاص ، به همكاري و اشتراك تمام نيروهاي سياسي ــ نظامي (( قوم اكثريت )) و با شموليت غير موثر و ظاهري و نمايشي (( نماينده گان )) اقوام ديگر ، به وجود آيد . دولت موصوف كه يك رييس جمهور خيلي قدرتمند و با صلاحيت هاي عام و تام دارد ، شعار دموكراسي خواهد داد ، اما در عمل يك نسخه كمرنگ تر و يك نمونه ء (( متمدن تر )) طالبان خواهد بود كه به جاي تكيه بيش از حد بر دين ، بر قوم تكيه خواهد كرد و با غرب دمساز و همراز خواهد شد . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;برآيند شناخت امريكا از افغانستان و تحليل دوستان پاكستاني اش ، اين است كه در افغانستان ، صلح و ثبات و نظم و امنيت پايدار فقط در صورتي به وجود مي آيد كه مانند دونيم قرن گذشته قدرت دولتي به صورت عمده و اساسي در دست (( قوم اكثريت )) باشد و ديگران به همكاري با آن و تابعيت از آن وادار شوند . با اين چنين يك دولتي ــ آنها مي پندارند كه ــ ميشود از بروز اغتشاش ها و آشوب ها و نا امني در افغانستان جلو گرفت . برقراري اين چنين يك دولتي ــ به نظر ايشان ــ دست رقيبان كوچك و بزرگ امريكا و پاكستان را از امور افغانستان كوتاه خواهد ساخت . براي تحكيم دولت دلخواه امريكا و پاكستان ، لازمي و حياتي و حتمي است كه نفوذ و تاثير و اهمیت ِ نيروهاي نظامي ــ سياسي مردمان نواحي شمال و غرب و مناطق مركزي افغانستان كاهش يابد و آنها هرچه زود تر و هر چه بيشتر ضعيف گردند و به حاشيه ها رانده شوند. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;اما شايسته ياد كردن است كه عملي شدن ِ خواست اصلي امريكا و برآوردن ِ آروزي پاكستان ، خالي از دشواري هاي بسيار نيست و طبعا با فراز و فرود ها و عقب نشيني هاي مهم تكتيكي و موقتي همراه خواهد بود . اينبار ميخواهند از تسلط بر مناطق (( گزند پذير )) اطمينان كامل حاصل نمايند ، شمال را ، غرب را و مناطق مركزي را بايد خلع سلاح سازند ، بايد دولت مركزي را در آن جا ها مشروعيت بخشند، بايد نگذارند كه جريان پيشبرد امور زنده گي آن نواحي بدست مردمان شان بيفتد ، بايد خواست ِ صلاحيت محلي و شكل هاي باز تري ساختار دولتي به بهانه ها و شيوه هاي مختلف سركوب و مردود گردد ، بايد خزانه و زندان و سپاهي ( وزارت ماليه ، وزارت داخله ، وزارت دفاع ) و ديگر وزارت هاي مهم و كليدي در انحصار آن قوم هميشه حاكم قرار گيرد و . . . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;نشانه هاي روشني ديده مي شوند كه چرخش بزرگي در عملكرد نظامي امريكا و شركا در افغانستان به زودي ظهور خواهد كرد . ديري طول نخواهد كشيد كه بم افگن هاي امريكايي سينه ء آسمان نواحي شمال و غرب و مركزي افغانستان را پاره كنند و (( تروريست )) هاي (( جنگسالار )) آن مناطق را كوه به كوه تعقيب نمايند و تار و مار سازند . در مرحله ء قبلي پاكستان و همدستانش با گسيل داشتن هزاران هزار طالب و مليشه و افسر و عسكر خويش نتوانستند تمام خاك افغانستان را تسخير كنند ، حالا با حمايت نظامي و (( مشروع )) امريكا ، زير نام ِ برنامه هاي دموكراتيك دولت مركزي افغانستان به آن خواست خويش ميخواهند برسند . در آن زمان ، در آن نمايش ، ملا عمر ها به روي صحنه آورده شدند ، اكنون و پس از اين كرزي ها و احمد زي ها و انورالحق احدي ها و روستار تره كي ها و ديگر (( ميانه روان )) و دموكرات شده گان ، در صحنه ظاهر خواهند شد . افغان ملت ، طالبان ، ديگر و ديگران . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;مسيري كه امريكا ميخواهد در افغانستان پيش گيرد ، خط برجسته ء آن همان خواهد بود كه در بالا ياد شد . اما هميشه امكان چرخش ها و انحراف از آن مسير نيز ميتواند وجود داشته باشد . طوري هم نيست كه هميشه همه چيز مطابق ميل امريكا و پاكستان صورت گيرد . آنها در افغانستان و كشور هاي پيرامونش ، با موانع جدي و مهمي مواجه هستند . نقش نيرو هاي مسلح مخالف و دولت هاي همسايه افغانستان را نمي توان كاملا ناديده گرفت . منافع آنها نيز ايجاباتي دارد و امريكا حد اقل در وضع فعلي نمي تواند به آنها بي توجه باشد. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;با توجه به مسير حركت امريكا در افغانستان ، با توجه به نقشي اصلي و تعيين كننده اي كه پاكستان در شكل گيري آينده ء كشور ما دارد ، با توجه به تلاش هاي كشور هاي ديگر ، از آن جمله ، روسيه ، ايران ، هندوستان ، و همسايه هاي آسياي ميانه و با توجه به دهها مسأله كوچك و بزرگ ديگر ، مي توان گفت كه اينبار هم امريكا در افغانستان در راه خطا گام ميگذارد و يكبار ديگر با سرنوشت ، با زنده گي ، با حيثيت و آبروي مردم افغانستان ، بازي مي كند و خلاف شعار هاي ظاهري ، افغانستان را به سياهي هاي ديگر مي افگند . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;اينبار ، فيل ِ سياه ء قومگرايي را با پالان و تخت ِ فريبا و خالي ِ (( دموكراسي )) و جامعه ء مدني و تكه هاي رنگين ديگر مي آرايند و در انبوهي مردم به زنجير بسته شده رها مي كنند. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;من هيچ شك ندارم كه امريكا در افغانستان ، با آن عده از دوستان اجباريي كه در اين دوسال اخير همنشيني داشت و هنوز هم دارد ، تا چند سال ديگر اين رابطه ها و دلربايي ها را نخواهد داشت . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;باز ، يكبار ديگر . هوشياري نيروهاي موثر در رويداد هاي افغانستان به آزمون بزرگ و تاريخي نهاده شده است . اگر آنها فريب چرب زباني هاي امريكا را خورده باشند و در اين مدت پشت ورق را نخوانده باشند ، اگر آنها خود را براي پيش آمد ِ احتمالي چنان يك روز بد و تلخ آماده نكرده باشند ، اگر آنها گمان كرده باشند كه با تراشيدن ريش ها و برداشتن كلاه ها و رنگ و روغن زدن به سر و صورت و به تن كردن ِ جامه هاي اروپايي ايشان مقبول ِ نظر ِ امريكا مي گردند و . . . . ، بزرگترين اشتباه حيات خويش را مرتكب شده اند . امريكا آنها را قرباني منافع خود و صدقه ء دوستي پاكستان خواهد كرد&lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;تصوير روشن داشتن از برنامه هاي اصلي امريكا و گره خورده گي منافع اش با پاكستان و طالبان و قومپرستان ِ مدرن ِ افغان ملتي و شاه پرست و غيره ، به معناي اين نيست كه نيرو هاي موثر ِ سياسي ــ نظامي جانب ِ ديگر ، از ميدان كارزار ِ سياسي كنار روند و در معاملات سياسي سرنوشت ساز براي مردم افغانستان دخالتي نداشته باشند . خرد سياسي از همه نيرو هاي موثر مي طلبد كه با هوشياري و دور انديشي در صحنه حاضر باشند و بكوشند از تكامل اوضاع و پيشرفت جريانات به مسيري كه ياد شد جلوگيري نمايند . در شرايط كنوني از وضعي كه پيش آمده است، بايد بيشترين بهره ها را در جهت برآوردن ِ خواست هاي هميشه سركوب شده اي مردم افغانستان گرفت. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;من فكر مي كنم كه نيروهاي نظامي ــ سياسي بزرگي كه عملا عليه ء حاكميت طالبان و القاعده و جنرالان پاكستاني در افغانستان مي جنگيدند، پس از نهم و يازدهم سپتامبر ، براي درهمكوبيدن و از ميان برداشتن ِ امارت طالبان ، با امريكا به همپيماني و اتحاد اجباري روي آوردند. پس از سرنگوني طالبان و مسلط شدن ِ امريكا بر روند ِ نظام سازي در افغانستان ، نيرو هاي مخالف طالبان و پاكستان ، كه تا آن زمان با امريكا رابطه ء خوب و دوستانه نداشتند ، با امريكا و شيفتگان و مزدورانش به بازي بزرگ سياسي مشغول ميباشند . &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;تضاد ها و بغرنجي هاي زياد در افغانستان ِ انبار شده اند. تضاد هاي و بغرنجي هاي دروني از يك سو و تنيدن ها و تپيدن هاي بيروني از جانب ديگر ، با هم آميخته اند و كشاكش ِ همه سويه اي را در جامعه ميگسترانند. &lt;/tt&gt;&lt;br /&gt;&lt;tt&gt;سايهء سياهء زور ، در همه جا پهن است . اما ، جنگ ، به پيمانه اي چشمگير كاهش يافته و آتش تفنگ ، تنها در حاشيه ها ، در كمين نشسته، بگوش مي رسد. حضور نيروي نظامي خارجي در افغانستان ، خاصه لشكريان امريكايي ، يكي از منابع زورگويي ميباشد كه بودن ِ آن نقش دو رو و دو سو و دو پهلو دارد . در حال ، در ظاهر ، سايه اي زور و قدرت ِ قتال ِ سپاهيان امريكا و (( ايساف)) ، زورگويي و جنگ طلبي مروج در افغانستان را ، در بخش هايي گسترده اي آن كشور ، مهار زده و به مثابه عامل بازدارنده ء (( برادر كشي )) نقش ايفا مي كند . در عين ِ زمان ، حضور ِ سربازان امريكايي در افغانستان ، آتش هايي سوزان و درياهاي جوشاني را در زير ِ پوست ِ آرامش ظاهري كنوني به انفجار ِ ويرانگر قرين تر مي سازد . حضور ِ امريكا در افغانستان ، از يكسو ، در سطح ، به تأمين آرامش مدد ميرساند ، اما از جانب ديگر ، در ژرفا ، توفاني از نا آرامي را بر مي انگيزد . اين آرامش ِ موقتي كنوني ، توفان سهمگين و مداومي را در پي خواهد داشت .&lt;p /&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;                        &lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;       &lt;/span&gt;***********&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;                               &lt;/span&gt;***********&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;اگر دیروز جریانی که در بالا یاد شد برای بسیاری از متفکران میهن ما روشن نبود ، امروز مساله بکلی روشن شده است . دیگر رازها از پرده بیرون افتیده اند . &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;کرزی ماهیت اصیلی خویش را روز به روز بیشتر و بهتر برملا ساخته است : مزدوری و تسلیمی صد در صد به امریکا ، قوم پرستی و انحصارطلبی در قدرت دولتی ، نیرنگ بازی در معاملات سیاسی ، ریا کاری و دروغ گویی ، هنگام جلوه بر محراب و منبر حرفی می زند و در خلوت کاری دیگر می کند . مرد کاملا بی اراده و شاه شجاع صفت که بدون موجودیت قوای کشتارگر امریکا یک روز را نیز بر اریکه ء قدرت نخواهد ماند . &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;روشن شده است که قدرت اصلی در دست باند ِ مشهور به &amp;quot; گروه بیروت &amp;quot; است که از مزدوران خاص و تربیه شده ء سازمان جاسوسی امریکا &amp;quot; سی . آی . ای &amp;quot; می باشند . حزب سیاسی که حاکمیت را در افغانستان در تحت قیمومیت امریکا به دست دارد ، حزب فاشیست &amp;quot;افغان ملت &amp;quot; می باشد که مانیفست ننگین &amp;quot; دویمه سقوی &amp;quot; را گام به گام و به زیرکی و مهارت ویژه تطبیق می کند . &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;دیگران چیزی بیش از سیاهی لشکر نیستند و نقش ِ آرایشی و نمایشی دارند. تنها چیزی که واقعا نصیب سیاهی لشکر در شرایط کنونی می شود حراست منافع فردی و &amp;quot; فامیل گروهی &amp;quot; ( حلقه ء خیلی خاص از گرداننده گان قبلی تنظیم ها که در همه معاملات شریک هستند و مرگ و زنده گی شان بهم گره خورده است . فامیل ِ تنظیمی )شان می باشد. رهبری تمام گروه های به اصطلاح جهادی به مردم عام که تحت پوشش آن تنظیم ها می جنگیدند پشت نمودند و منافع عمومی مجاهدین را فدای خواسته های خصوصی خویش کردند. &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;نیروی سیاسی – نظامی منظم و سازمانیافته ای که بتواند در برابر تکتازی های حزب افغان ملت و نیروی نظامی امریکا در نواحی خارج از نفوذ طالبان&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;قیام کند و مردم را به دور خویش جمع سازد و برای دولت کرزی و قوای نظامی امریکا خطر جدی تولید کند ، دیگر وجود ندارد. &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;از دست آورد های بسیار حیاتی و سرنوشت ساز برای امریکا و پاکستان و افغان ملتی ها ، به قتل رساندن احمدشاه مسعود و در پی ِ آن از همپاشاندن و پراگنده ساختن یگانه&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;سازمان سیاسی – نظامی قدرتمند در افغانستان یعنی &amp;quot;شورای نظار &amp;quot; بود. کاری را که پاکستان در پانزده یا بیست سال موفق به انجامش نشد ، امریکا در عرض چند ماه انجامش داد. هم احمدشاه مسعود را به قتل رساند و هم شورای نظار را پراگنده و پاشان ساخت . &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;اکنون دیگر رقیب مقتدری که بتواند در برابر امریکا قد راست کند در میان نیروهای شمال و غرب و مناطق مرکزی وجود ندارد . حالا تنها چیزی که باقی&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;مانده آن است که باند ِ مرکزی مشهور به &amp;quot; گروه بیروت &amp;quot; با پیشگامی حزب&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;افغان ملت ، به سوی درهم امیزی با طالبان و دیگر نیرو های متعلق به یک قوم خاص &lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;با شتاب بیشتر به پیش روند.اگر پیچیده گی های مهم و عمده ای&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;    &lt;/span&gt;در راه به وجود نیاید، طوریکه دیده می شود ، پاکستان به هدف خویش در افغانستان ، در&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;پوشش های ظریف تر و جهان پذیرتر ، دست خواهد یافت. &lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;بازنده ء اصلی در این میان آنانی اند که به چند پول خام همه چیز را به امریکا سپردند و به هرچه که رنگ مقاومت داشت وداع گفتند.&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;در شرایط فعلی ، برای کسانی که میخواهند بطور قطع قربانی دسیسه ها و دام افگنی های امریکا و پاکستان نشوند ، مبرم ترین کار این است که راهی برای سازمان بخشیدن به تمامی امکانات و نیرو های خویش بجویند و نظم و ترتیبی درستی به کار خویش بدهند. تا در صورت پیش آمد های ناگوارتر ، دست کم&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;بتوانند اعتراضی ، مقاومتی ، قیامی ، شورشی ، عصیانی ، فریادی را سازماندهی کنند و نگذارند که مردم شان همینطور دست بسته قربانی فاشیزم افغان ملت و افزون طلبی امریکا و پاکستان گردند. &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;به پندار ِ دارنده ء این خامه ، دلبستن به امریکا بیشتر از این برای هیچ یک از افراد و نیرو های موثر ضد فاشیزم قومی و ضد توسعه جویی پاکستان ، مجاز و مفید نیست .&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;اگر قبل از مرده دیدن کفن پاره کردن کار معقول نیست ، اگر آب را ندیده&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;پای را از موزه کشیدن درست نمی باشد ، این هم کار درست و عاقلانه نخواهد بود که برای حوادث احتمالی که وقوعش به روشنی در چشمرس قرار دارد ، هیچگونه آماده گی نداشته باشیم .&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt; &lt;/span&gt;&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;زمان مدارا ، زمان توکل به امریکا ، زمان امیدواری به رحمت جامعه بین الملی ، زمان سپردن همه امور به تنظیم های جهادی و قبول تصمیمات آنها، زمان نظاره گری روشنفکران و آگاهان ، زمان بی تفاوتی ها ، دیگر سپری شده است. &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;اگر کار و سازماندهی و بسیج درست و دلسوزانه صورت نگیرد ، اگر تمام امکانات انسانی ، نظامی ، فکری و مالی خویش را فراهم نیاوریم و یک همگرایی و همگامی ملی و مردمی در میان نیاید ، کار ما زار تر و اسفبارتر از این که هست خواهد شد.&lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;tt&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt"&gt;من اینقدر میدانم و به این سخت باور دارم که از امریکا و پاکستان و حزب افغان ملت و طالب و گلبدین و دیگر فاشیست هاهیچ خیری برای مردم ما نخواهد رسید.مردم ما تنها از راه مبارزه ، از راه متحد بودن ، از طریق سازمان نیرومند ، از طریق اتحاد و یکپارچگی ، به مدد هوشیاری ِ نیروی آگاه ء سیاسی – نظامی خویش ، از راه مقاومت ، از راه ء تسلیم نشدن ، از راه ء توکل به خدا و تکیه به نیروی ایمان و عدالت خواهی و دفاع از حق انسانی خویش ، شاید بتواند به خیر و فلاحی برسد . هر چه باشد ، مرگ بهتر از اسارت هست . &lt;p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/tt&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: "Courier New""&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://yakbarg.persianblog.ir/post/2</link>
      <author>عمر  راوی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=30123&amp;postID=1189708</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-30123.post-1189708</guid>
      <pubDate>Fri, 08 Sep 2006 23:48:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سلام دوستان !</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;font size="1"&gt;سپاس خداي را كه توان بازگشايي اين كلبه را برايم داد. &lt;br /&gt;” يگ برگ “ يكي از نخستين نام هاييست كه گمانم پنج سال قبل در پريشن بلاگ بخش افغانستان ظاهر گرديد. پس از بيشتر از دو سال در خدمت خواننده گان گرامي بودن ، به علت مشكل هايي كاري و شخصي كه براي دارنده ء اين خامه پيش آمد ، درب وبلاگ را بستم و براي مدت بيشتر از سه سال ديگر فرصت نوشتن و كار فرهنگي برايم ميسر نگشت . &lt;br /&gt;نمي خواهم از غايله ها ، درد سر ها ، جنجال ها ، جفا ها ، دلشكني ها ، دشنام ها ، ناروايي ها ، رنگ بازي ها و نيرنگ بازي هاي كه در دو ماه ء قبل از بستن وبلاگ ديدم ، چيزي بگويم . هرچه بود ، تلخ ِ تلخ ِ تلخ ، اما گذشت . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راست بخواهيد ، من ميلي زياد به بازگشايي وبلاگ نداشتم . اما اصرار مداوم چند تن از دوستانم و خاصه فرمان يكي از دلبران شهر عشق كه خود در پويه ء آزادي رنج هاي بيكران و مدت ده سال زندان پلچرخي را ديده است ، مرا وادار ساخت كه « يك برگ » را باز در برابر نگاه ء شما عزيزان بگذارم . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size="1"&gt;                                         ********************&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size="1"&gt;&lt;font face="Courier New"&gt;چيزي ندارم براي شما هديه كنم جز يك قلب ِ شكسته و پر داغ . &lt;br /&gt;برميگردم ، &lt;br /&gt;با حرفهاييكه رنگ ِ خشم ِ ساليانم را دارند . خشم ِ هرروز مردن ، هر روز زير خاك خفتن ، هرروز ذره ذره افشان شدن و تكيدن و آب گشتن . &lt;br /&gt;برميگردم ، &lt;br /&gt;با سخن عشق بر لب ، با شبچراغ نام انسان در دست . برميگردم كه قصه ء غم ِ باغهاي ويران را تمام كنم .  &lt;br /&gt;به خاطر شما بر ميگردم ، به خاطر ِ همه دلبراني كه از طريق پيام و نامه و تيلفون ، برگشتنم را خواستند. &lt;br /&gt;گمان نمي كردم رفتنم اين همه دلتنگي بيافريند. گمان نمي كردم بودن و نبودنم در اين خيال آباد اثري داشته باشد. &lt;br /&gt;من ، سزاور ِ آن همه محبت و بزرگمنشي و مهر افشاني شما نيستم . &lt;br /&gt;(( خاك ِ پاي همه شو تا كه بيابي مقصود )) . من خاك ِ پاي آن خوباني هستم كه شكستگي در برابر دوست را فخر خويش مي دانند. &lt;br /&gt;ستايشگران ِ خاك ، &lt;br /&gt;آبي ترين تكه ء آسمان ِ روحم را &lt;br /&gt;به آفتاب ِ روشن ِ نگاه ء تان ، مي بخشم . دستانم ــ كه چون شاخه هاي درخت ِ سوخته ء باغ ِ عشق ــ از شب و آتش و جنگل قصه ها دارند ، به شما مي سپارم تا در سپيد برگهايي ذهن ِ افسرده ء يتيم زاده گان ِ شهر ِ بي ناني ، گلواژه ء ارغواني (( اميد )) را بنشانيد. &lt;br /&gt;بر ميگردم ، &lt;br /&gt;با شما مي مانم . قربان ِ همه خوبان . من . &lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://yakbarg.persianblog.ir/post/1</link>
      <author>عمر  راوی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=30123&amp;postID=1189707</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-30123.post-1189707</guid>
      <pubDate>Thu, 31 Aug 2006 02:38:00 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
